مختصری بر تاریخ لهستان
تاریخ لهستان
لهستان بزرگ در سال ۹۶۶ میلادی توسط میزکوی اول بنا نهاده شد که متعلق به خاندان پیاسْت بود. قبایل جنوبی لهستان، لهستان کوچک را تشکیل دادند. دو لهستان در سال ۱۰۴۷ میلادی توسط کازیمیر اول با یکدیگر متحد شدند، لهستان با یک ازدواج سلطنتی در سال ۱۳۸۶ میلادی بین دختر پادشاه لهستان و پسر پادشاه لیتوانی با این کشور ادغام شد. این دولت لهستانی - لیتوانیایی بین قرون ۱۴ تا ۱۶ میلادی به اوج اقتدار خود رسید. این دولت توانست در مقابل قدرتهای برتر آن زمان مثل شوالیههای آلمانی، توتنیها، روسها و ترکهای عثمانی، موفقیتهایی حاصل کند. فقدان یک پادشاهی نیرومند در سده ۱۸ میلادی باعث شد که ابرقدرتهای آن زمان مثل، روسیه، پروس و اتریش بتوانند، لهستان را سه بار در سالهای ۱۷۷۲، ۱۷۹۲ و ۱۷۹۵ میلادی تجزیه و تقسیم کنند، از آن پس دوران زوال لهستان آغاز شد.
در سال ۱۹۱۸ و با به حکومت رسیدن مارشال جوزف پیلسودسکی (Marshall Józef Piłsudski) لهستان بار دیگر در اروپا عرض اندام کرد، در ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ در لهستان یک نظام جمهوری برقرار گردید. در سال ۱۹۱۹، پیانیست و میهن پرست مشهور، ایگناس پادورسکی (Ignace Paderewski) نخست وزیر لهستان شد. در سال ۱۹۲۶ پیلسودسکی در یک کودتا قدرت کامل را از آن خود کرد و تا زمان مرگش در ۱۲ می۱۹۳۵ در لهستان یک حکومت دیکتاتوری برقرار نمود. در سال ۱۹۳۴ و پس از جنگ جهانی اول پیمان محرمانهٔ عدم تجاوز بین هیلتر (آلمان) و استالین (شوروی) امضا شد و این دو کشور لهستان را به طور مخفیانه بین خود تقسیم نمودند و با هم قرار گذاشتند که شوروی از شرق و آلمان از غرب لهستان را اشغال کنند، در ۱ سپتامبر ۱۹۳۹ همین اتفاق هم افتاد و شوروی و آلمان از شرق و غرب لهستان را اشغال کردند، و معاهدهٔ تقسیم لهستان در ۲۸ سپتامبر ۱۹۳۹ به امضای دو طرف رسید. والدیسلاو رازکیویس (Władysław Raczkiewicz) رهبر تبعیدی لهستان که به فرانسه تبعید شده بود در تبعید یک حکومت تشکیل داد، پس از شکست و اشغال فرانسه در سال ۱۹۴۰، رازکیویس به لندن نقل مکان کرد. در ژوئن ۱۹۴۱، ارتش هیلتر با نادیده گرفتن پیمان خود با شوروی به این کشور حمله برد، در جریان این حمله کلیهٔ خاک لهستان به اشغال نازیها درآمد. در دوران اشغال لهستان، نازیها تلاش داشتند تا با ریشهکنی فرهنگ لهستانی، فرهنگ نازیستی را جایگزین آن کنند.
دولت در تبعید لهستان در سال ۱۹۴۴ جایگزین حکومت کمونیستی شد که توسط شوروی در لهستان روی کار آمده بود، آنها پس از آزاد سازی شهر لوبلین واقع در شرق لهستان از دست کمونیستهای وابسته به شوروی به این شهر رفته و در آنجا «دولت موقت لهستان» را تشکیل دادند. تعدادی از اعضای سابق دولت لهستان در تبعید (لندن) نیز به دولت لوبلین پیوسته و دولت وحدت ملی لهستان را پایه گذاری کردند. بلافاصله بریتانیا و آمریکا این دولت را به رسمیت شناختند، در ۲ آگوست ۱۹۴۵ در برلین، هری ترومن رئیس جمهور آمریکا، جوزف استالین رهبر شوروی کمونیست و کلمنت آتلی نخست وزیر بریتانیا برای تعیین مرزهای غربی لهستان وارد عمل شدند. آنها امتداد رودهای اودر و نیسه را مرز بین لهستان و غرب تعیین کردند (این مرز سرانجام به وسیلهٔ آلمان غربی در امضای پیمان عدم تجاوز در ۷ دسامبر ۱۹۷۰ پذیرفته شد). همچنین دی ۱۶ اگوست ۱۹۴۵ لهستان مرزهای خود را با شوروی تعیین کرد. قانون اساسی جدید در سال ۱۹۵۲ از لهستان یک نظام دموکراتیک خلق که به نوعی تاثیر پذیری از شوروی بود، ساخت. در سال ۱۹۵۵ لهستان به عضویت پیمان ورشو درآمد و همچنین سیاست خارجی لهستان کاملا مطابق و الگو برداری شده از شوروی بود.
سیاست لهستان
والدیسلاو گومولکا (Władysław Gomułka) در سال ۱۹۵۶ به عنوان رهبر حزب کارگران متحد (کمونیست) لهستان انتخاب شد، او خط فکری استالینیسم را تقبیح نموده و بسیاری از استالینیستها را از کشور اخراج کرد، گومولکا تلاش کرد روابط خود را با کلیسا بهبود بخشد، او همچنین بسیاری از مزارع اشترانیققا منحل کرد و مالکیت خصوصی را ترویج نمود.
پس از اضمحلال شوروی سوسیالیست دوران حکومت کمونیستها بر لهستان نیز به پایان رسید. لهستان به همراه چک و مجارستان در سال ۱۹۹۹ به عضویت ناتو درآمد. در آغاز جنگ عراق لهستان همواره یار وفادار آمریکا بود، لهستان در قالب نیروهای چندملیتی در عراق، ۲۰۰ سرباز به این کشور گسیل داشت. در آوریل ۲۰۰۵ لهستان اعلام نمود تا پایان این سال کلیهٔ نظامیان خود مستقر در عراق را از این کشور خارج میکند.
در ۱ مارس ۲۰۰۴ میلادی لهستان به اتحادیهٔ اروپا پیوست، در ۲ مه همین سال لسزاک میلر (Leszek Miller) از سمت خود استعفا داد، زیرا محبوبیت او به علت فساد گسترده و افسار گسیخته و همچنین ادامهٔ آشفتگی اقتصادی این کشور به کمتر از ۱۰ ٪ رسیده بود، مارک بلکا (Marek [Belka http://fa.wikipedia.org/wiki/بلکا][) وزیر پیشین دارایی لهستان جایگزین او شد. در ۲۳ دسامبر ۲۰۰۵ لچ کاسزینسکی (Lech Kaczyński) از حزب محافظه کار رئیس جمهور جدید لهستان معرفی و جایگزین آلکساندر کواسنیوسکی (Aleksander Kwaśniewski) از حزب کمونیست شد، کازیمیرز مارسینکیویسز (Kazimierz Marcinkiewicz) نیز به سمت نخست وزیر منصوب شد. در ژوئیه ۲۰۰۶ رئیس جمهور لهستان، نخست وزیر مارسینکیویسز را برکنار و برادر دو قلوی خود، یاروسلاو کاسزینسکی (Jarosław Kaczyński) که رهبر حزب قانون و عدالت بود را به عنوان نخست وزیر جدید لهستان منصوب کرد. یاروسلاو، نخست وزیر به علت داشتن حمایت برادرش که رئیس جمهور بود از هیچ اعمال خلافی فرو گذار نکرد و این امر دست او را برای اختلاسهای کلان اقتصادی باز گذاشت، رسواییهای اقتصادی بی شماری که یاروسلاو در طی دوران نخست وزیری اش مرتکب شد، پارلمان لهستان را وادار کرد که دیگر سکوت نکند، همچنین او نام حزبش «قانون و عدالت» را نیز با اعمال خلاف قانونش زیر سوال برده بود. پارلمان سرانجام در آوریل ۲۰۰۷ رای به عدم صلاحیت یاروسلاو کاسزینسکی داد، این بار برادرش نیز نتوانست کاری برایش انجام دهد، رئیس جمهور لچ کاسزینسکی در سپتامبر ۲۰۰۷ حکم عزل همزادش را صادر نمود، و در نوامبر ۲۰۰۷ دونالد توسک (Donald Tusk) را به عنوان نخست وزیر جدید لهستان انتخاب کرد،
امروزه مهمترین دغدغهٔ سیاست خارجی لهستان برپایی سامانهٔ دفاع ضد موشکی آمریکا در خاک این کشور است که با مخالفت شدید روسیه همراه شدهاست.
نوع حکومت لهستان، جمهوری چندحزبی است که دارای دو مجلس قانونگذاری است. از دسامبر ۲۰۰۵، رئیس جمهور کشور، لخ کاچینسکی، و نخست وزیر آن، دونالد توسک است.